جمعه ۲۵ اسفندماه ۱۴۰۲، به منظور شرکت در مراسم ختم زنده یاد سجاد صبور فرزند دلبند و جگر گوشه دکتر هادی صبور حوالی ساعت ۸/۴۵ صبح وارد مسجد حضرت ابوالفضل ایلام واقع در خیابان اداره راه سابق می شوم، تصور کردم شاید نفر اول باشم اما خیلی ها جلوتر آمده بودند و در صف عزا ایستاده بودند ، کم کم مسجد شلوغ تر و دکتر صبور وارد مسجد شد، صدای هق هق گریه ها به گوش می رسید ، وقتی دکتر صبور را با رخت عزا و موهای سفید شده اش که غم و عزا از چهره اش سرایز میشد دیدم هرچه تلاش کردم برای عرض تسلیت و در آغوش کشیدن او اقدام کنم نتوانستم.
وقتی دیدم دکتر صبور برای ختم جگر گوشه اش سر پا ایستاده و مردم به او می گویند خدا رحمتش کند توان دیدنش را نداشتم، او که همه وجودش سجاد بود، وقتی دیدم خطیب جلسه از غربت سجاد گفت و دکتر صبور شانه هایشان لرزید بغض هایم اجازه نزدیک شدن نداد، صدای زنی که می گفت همه ما عمه سجادیم ، خواهر سجادیم، مادر سجادیم و به رسم محلی ایلامی ها، شین می کردند همه جهان بر سرم خراب شد.
از اقشار مختلف ، زن و مرد آمدند و تسلیت گفتند.
حجت الاسلام و المسلمین حاتمی در سخنانی به سجایای اخلاقی سجاد صبور اشاره کرد و او را سمبلی از یک جوان متعصب به آموزه های دین بر شمرد و گفت: او در کشور آلمان تحصیل کرد و علی رغم اینکه جوان بود اما در غربت هم پرداختن به آموزهای دینی و قرآنی را ترک نکرد.
او در مورد دکتر صبور هم گفت که ایشان بیش از ۳۰سال است که خدمتگزار مردم ایلام است و این حضور چشمگیر مردم ،قدرشناسی از زحمات و تلاش های خستگی ناپذیر ایشان به مردم بود.
سردار شاکرمی فرمانده سپاه امیر المومنین( ع) استان ایلام هم در حاشیه این مراسم از حضور همشهریان ایلامی قدردانی کرد و گفت؛ درست است که دکتر صبور جگر گوشه اش را از دست داده است اما همه ما برای تحمل این مصیبت در کنار ایشان هستیم، همه ما برادر ایشان هستیم.
وی گفت: دکتر صبور ایلامی هستند و مردم استان زحمات و خدمات ایشان را هیچ گاه فراموش نخواهند کرد، ما هیچ گاه تلاش های این مدیر خدوم در اربعین حسینی که همراه با دیگر ادارات خادم زوار امام حسین( ع ) بودید را فراموش نمی کنیم.












