حدود 20 سال پیش(سال 1383)، در چنین روزهایی مشغول انجام پژوهشی برای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایلام با عنوان “بررسي ميزان مطابقت بين هنجارهاي آرماني و واقعي در ميان كارمندان دولت در استان ایلام” بودم. هدف اصلی از انجام آن پژوهش، این بود تا فاصله بین آنچه را تحت عنوان وظایف نقشی (هنجارهای آرمانی) برای کارکنان دستگاههای اجرایی تدوین شده، با آنچه کارکنان در عمل انجام میدهند (هنجارهای واقعی) به دست آید.
علاوه بر نتایج مربوط به این هدف اصلی، حدود 30 مسئله و آسیب در نظام اداری استان شناسایی و اولویتبندی شد. امروز و پس از 20 سال که مجدد آن مسائل و آسیبها را مینگرم، احساس میکنم نه تنها مرتفع نشدهاند، بلکه بر تعداد آنها نیز افزوده شده است؛ انگار که قرار نیست مسئلهای حل شود. مسائل و آسیبهایی چون “تبعيض در نظام اداري؛ وضعيت نامناسب معيشتي کارکنان؛ فقدان شايستهسالاري؛ پایین بودن امنيت شغلي براي مديران و كارمندان؛رواج فرهنگ طایفهگرایی و پارتيبازي در نظام اداري؛ جریان چاپلوسي و تملق گويي در سازمانهای اجرایی؛ ناكارآمدی سيستم اداري؛ فقدان ارزشيابي صحيح از کار و عدم نظارت صحيح بر دستگاههاي اجرايي؛ كمبود مديران شایسته؛ حاكميت سليقه و عرف؛ تبعيض جنسي بين كارمندان زن و مرد؛ تقدم منافع فردي، گروهي و باندي بر منافع سازماني؛ روزمرگي در نظام اداري؛ عدم رعايت حقوق كارمندان و دخالت در حريم خصوصي آنها؛ کماهميتي سواد و تخصص در دستگاههاي اجرايي؛ فقدان فرهنگ انتقادپذيري و تهديد امنيت شغلي افراد و کارکنان منتقد؛ حاكميت رويكرد آزمون و خطا بر سازمانها؛ كمبود کارشناسان و نيروهاي متخصص و …
یکی از این مسائلی که در این سالها بیشتر آن را حس میکنم، مساله “کمبود نیروی متخصص و کارشناس در دستگاههای اجرایی” است. کارشناسی که با تکالیف و حقوق نقشی خود آشنا بوده، دانش و تخصص لازم را برای انجام تکالیف داشته باشد؛ تکنیکها و مهارتهای لازم نقشی را آموخته؛ توانایی مدیریت حوزه کاری را داشته و بتواند آسیبها و مشکلات حوزه کاری را شناسایی و برای حل آنها نسخه کارشناسی بپیچد، کمتر دیده میشود.
بهانه نگارش این یادداشت تجلیل از مدیر و کارشناسی است که پس از 30 سال تجربه زیسته و اندیشیده در حوزههای آمار، برنامهریزی و بودجه، از نقش رسمی اداری بازنشسته شد. “محمّد محمّدی” دانشآموخته رشته آمار از دانشگاه شهید بهشتی و معاون هماهنگی برنامه و بودجه در سازمان مدیریت و برنامهریزی استان ایلام، علاوه بر برخورداری از ارزشهای اخلاقی گمشده در نظام اداری چون صداقت، پرهیز از ریاکاری و دروغ، پاکدستی، تواضع و فروتنی؛ به حیطه وظایف نقشی خود کاملاً آشناست. از وظایف اصلی یک کارشناس یا مدیر بودجهای تا موارد ریز و اولیه برای انجام کارها را میداند. بر بسیاری از مواد قانونی، آیین نامهها و بخشنامههای حوزه کاری خود مسلط است. امور مربوط به تدوين و تلفيق برنامههاي استان و بودجه سنواتي؛ تهيه و تنظيم بودجه بخشهاي مختلف؛ بررسي و مبادله موافقتنامههاي اعتبارات هزينهاي و تملك داراييهاي سرمايهاي با دستگاههاي اجرايي و غیره را به خوبی به سرانجام میرساند. علاوه بر اینها، بر موارد ریز و فرعی حوزه کاری نیز آگاه بوده و واحدهای سنجش شاخصها را به درستی و راستی میداند. مفهوم اعداد و ارقام را میفهمد. فرق بین متر، با متر مربع و متر مکعب را تشخیص میدهد. مگاوات را از مگاوات ساعت تفکیک میکند. اگر واحد سنجش شاخصی را اشتباه مینویسی، آن را اصلاح کرده و اگر در نرخ یا میزان شاخصی نسبت به گذشته تغییری حاصل شود، به درستی و نادرستی آن واقف است.
شناخت تواناییهای کارکنان و برقراری روابط درست و مبتنی بر احترام، از محمدی، مدیر و کارشناسی قابل احترام و قابل اعتماد ساخته است. انعطافپذیر و دارای ذهنی منطقی است. از هیجانات و شعارزدگی دوری میکند. وقتی در خصوص مصوبات جلسات اداری با او هم کلام شوی، قدرت تفکیک مصوبات شعاری و غیرقابل اجرا را از مصوبات قابل اجرا دارد.
اینک سازمان مربوط، در اقدامی قابل تحسین، حکم به استفاده از تجربیاتش به صورت پارهوقت داده و او را به طور کامل از نقش اداری منفک نکرده است. باید دانست، کارآمدی نظام اداری تنها به تجهيزات و ماشينآلات پيچيده و پیشرفته وابسته نیست؛ بلکه بهرهوری سازمانی نیازمند کارکنانی با دانش، متخصص و کارشناس است. اگر سازمانها و دستگاههای اجرایی از نیروهای انسانی کاردان و ماهر خالی شوند، به اماکنی برای اتلاف وقت و یا انبارهایی از کالا و تجهیزات تبدیل میشوند.







